عبد الجليل قزوينى رازى
183
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
و بنهروان بتيغ على كشته آمد ، و شاعر فارسيان « 1 » درين وقت « 2 » بيتكى خوش مىگويد شعر : چند برخوانى ز شهنامه حديث روستم * در جمل بدمرد كاو چون روستم جمّال داشت جمله مقهور آمدند از ذو الفقار ميردين « 3 » * ز انكه بارنده بر ايشان ذو الفقار آجال داشت تا بداند كه بىمصطفى هم مردى نموده است ، و هم لشكر شكسته ، و هم دشمن بكشته ، و حرب صفّين را قياس بايست كردن با حرب حنين كه بارى تعالى گفت : وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً تا به آخر آيه « 4 » و رسول از آن غزاة نامظفّر بازگشت و نقصان نبوّت و رسالت نبود اينجا نيز اگر على را بصفّين روزى ظفر نبود نقصان شجاعت و امامت او نباشد . و آنچه گفته است از غايت عداوت علىّ مرتضى كه : « ايشان اهل لا إله الّا اللّه بودند » قياس بايد كرد به آنكه « 5 » جهودان و ترسايان اهل لا آله الّا اللّهاند امّا چون دشمنان رسولاند آن گفت « 6 » را منزلتى نباشد ، اين « 7 » جماعت اگرچه معترفاند بقول شهادتين چون دشمنان علىاند به دنيا باغىاند و بقيامت هالك ؛ از بهر آن را كه اجماع امّت حاصل است بر امامت على بعد از عثمان ، و حاصل نيست بر امامت معاويه ، و دو امام در يك وقت روا نباشد و چون على محقّ باشد چنان كه گفته است معاويه مبطل باشد و مبطل هالك . و اگر بگويد كه : با انكار امامت و اظهار خصومت على اهل صفّين مسلمان باشند « 8 » رافضيان را بر آن قياس بايد كرد على زعمه و كافر و مبطل ندانستن
--> ( 1 ) - ح د : « پارسيان » . ( 2 ) - ث م ب : « در آن وقت » ح د اصلا آن را ندارند . ( 3 ) - ح د : « ميرمن » ( ع هم بىشباهت به آن نيست ) . ( 4 ) - از آيهء 25 سورهء مباركهء توبه . ( 5 ) - ع : « با آنكه » م ب : « باينكه » . ( 6 ) - يعنى گفته و گفتار مانند قول فردوسى : « درست اين سخن گفت پيغمبرست » . ( 7 ) - ح د : « آن » . ( 8 ) - ع : « مسلما [ بدون تتمهاى ] باشند » ث : « مسلمان باشد » ح : « مسلمانانند » .